عدم شرکت شهرستانی ها در انتخابات

فوریه 22, 2012

    از تماس های تلفنی با شهرستان زادگاهم، جم فهمیدم که دل خیلی ها از اوضاع اقتصادی خون است. اما هر کس ابراز گلایه می کرد او را متوجه می کردم به رأی روستاییها به احمدی نژاد. می گفتم عواقب آن انتخابتان را ببینید. وقتی از اوضاع مملکت خبر ندارید و فقط به خاطر چند هزار تومان با سرنوشت یک ملت بازی می کنید حالا بخورید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که آیا دل سوزاندن برای فقرایی که به خاطر فقر فکری کسی را به اشتباه انتخاب می کنند یا راهی انتخاب می کنند که منجر به دل دادن حاکمان به ادامه دادن سیاست های استبدادی خود می شوند درست است؟ با یکی صحبت می کردم، می گفت بعضی ها اگر رأی ندهند می ترسند که یارانه آنها را قطع کنند. خودش می گفت من حاضرم 40 هزار تومان یارانه فلانی را بدهم ولی در انتخابات شرکت نکند.

    برگزاری مراسم رأی گیری جمعه آینده بسته به سایز شهرها، به این سؤال رسیده که در شهرهای بزرگ می پرسند برای چه رأی بدهیم و در شهرهای کوچک می پرسند برای که رأی بدهیم. در شهرستان های کوچک، البته شور رأی گیری به خاطر مسایل طایفه ای و فامیلی است و نه تبلیغات حکومتی. برای مردم عادی نه شرکت کردن آنقدر مهم است و نه شرکت نکردن. با این حال، تا آنجایی که از برخی همشهریانم شنیده ام خیلی ها حتی بدون در نظر گرفتن آنچه در انتخابات سال 88 اتفاق افتاد به این نتیجه رسیده اند که از این رأی گیری ها چیزی در نمی آید و می گویند خیلی بزرگتر از اینها (کاندیداها) هم نتوانسته اند کاری بکنند.

    تجربه نشان داده که مشکل اصلی، فقط در آدم های انتخاب یا انتصاب شده نیست، چه بسا مردم اکثراً به کاندیدای قویی رأی داده اند اما گزینه مورد خواست حکومت از صندوق ها بیرون آمده. از این رو نمی توان اشکال اصلی را صرفاً در انتخاب کردن افراد گذاشت، بلکه مهمتر از آن، اشکال از حاکمانی است که به خواست اکثریت به انحای مختلف وقعی نمی نهند. با این حال در اینجا این سؤال اساسی مطرح است که اگر کسی بداند که حاکمانی داریم که نمی خواهند و یا نمی توانند به خواست اکثریت عمل کنند (حتی خواسته های اقتصادی)، آیا تن دادن به خواسته ی آنها (مثل شرکت در انتخابات) شراکت در فسادها و سیاست های نادرست آنها نیست؟ البته آن روستایی دورافتاده ی از همه جا بی خبر، شاید تقصیری نداشته باشد و از روی عادت هر چه حاکمان و مأموران به او بگویند انجام دهد، اما آنهایی که از اوضاع کشور باخبر هستند و می دانند که مشارکت با حکومت فقط و فقط باعث حفظ وضعیت کنونی می شود چطور؟ آیا اینگونه افراد را نباید شریک فسادهای حکومت دانست؟ وقتی به صحبت های برخی از روستایی های ساده دل و زودباوری که به احمدی نژاد رأی داده اند گوش می دهم کاملاً احساس کنم که چقدر شرم می کنند از اوضاع بنالند. امروز باید به همه گفت که هر کس می خواهد شخصی را به خانه حکومت بفرستد نسبت به رأیی که داده مسئول است. اگر فردا خود را درمانده دید چه جای شفقت بر اوست.

    ممکن است آن روستایی بگوید مگر با رأی ندادن مشکلی حل می شود. باید گفت رأی ندادن اگر مشکلی را حل نکند حداقل مشکلی برای ملت ایجاد نمی کند، در عوض، چشم حاکمان را متوجه اعتراض عمومی می کند. مگر ما وقتی زورمان به کسی نمی رسد جز دوری از او چه رفتاری می کنیم؟

درگذشت مادربزرگم

فوریه 17, 2012

     امروز باخبر شدم که مادر مادرم به دیار باقی سفر کرد. او پیر فامیل ما بود که چند ماهی به خاطر پیری از پاافتاده و خانه نشین شده بود. امشب که با پدرم صحبت می کردم، از صدایش فهمیدم که نزدیکی ها اتفاق ناگواری افتاده. نمی خواست چیزی بگوید اما وقتی گفتم که دایی قطری ام چند روز پیش زنگ زده و با ناراحتی از حال مادرش برایم می گفت، پرسید دقیقاً کی زنگ زده، مجبور شد اصل خبر را بگوید.

     از کودکی یادم است که ارتباط عاطفی گرمی بین این مادر پیر و شوهر خدا بیامرزش، مرحوم حاج علی دهقان (که از مالکان بنام منطقه بود) با فرزندان، خانواده فرزندان، بستگان و همسایگان وجود داشت. منزل آنها 5 درب داشت که یکی به  کوچه و بقیه از هر ضلعش یکی به خانه های همسایه از جمله خانه ما باز می شد. شب نبود که شب نشینی با آن زوج پیر برقرار نباشد. از سال 62 پس از مرگ همسرش، همچنان رفت و آمدها ادامه داشت. ما کوچک و بزرگ کنارش می نشستیم. انس و الفت بسیار خوبی با این مادر مهربان برقرار بود. خانه او جای عاطفه و مهربانی شده بود.

     با مادرم هم صحبت کردم، اما صدایش آنقدر گرفته بود که ابتدا تشخیص ندادم. هر وقت با او صحبت می کردم، از مادربزرگم می گفت و اینکه همیشه برای خودم و سلامتی ام دعا می کند. او به علت همسایگی همدمی بیشتری با مادر داشت، حال با از دست دادن او و سپردنش به سینه قبرستان حالی برایش نمانده. خداوند به مادر صبورم که داغ دختر و دوری پسر را سال هاست تحمل می کند صبر بیشتری بدهد.

    چند سال پیش زمان خداحافظی در آخرین ساعت دیدار، مرا بوسید و با گریه گفت حلالم کن که دیگر تو را نمی بینم. گفتم، انشاءالله زنده ای و برمی گردم. با صراحت و رضایت گفت که دعا کن خدا ازم راضی شود. حال که دیدنش نصیبم نشد ای کاش یک بار دیگر صدایش را می شنیدم. این جمعه در نظر داشتم که گوشی سیار را پیشش ببرند و باهاش صحبت کنم که متأسفانه چند ساعت دیر شده بود. خدایا او را بیامرز.

توان مثبت و توان منفی جنبش سبز

فوریه 16, 2012

    برنامه ی اعتراضی 25 بهمن امسال به شکل پیاده روی و تجمعات پراکنده در نقاطی از تهران برگزار شد. آنچنانکه پیش بینی می شد، در فضای امنیتی حاکم بر کشور و بی تفاوتی بسیاری از مردم، حضور معترضان آنچنان زیاد نبود. در مقابل، حضور سنگین و سیاه نیروهای امنیتی، انتظامی، گارد پلیس به شکل ایستاده، موتوری و اتوبوسی در تهران و برخی شهرهای بزرگ بسیار چشمگیر بود. بر اساس گزارش های خبرنگاران سایت های سبز، این نیروها نه تنها مانع شکل گیری جمع های حتی چند نفره می شدند بلکه ده ها نفر از معترضان را بازداشت کردند.

    کمیت و کیفیت اعتراضات این روز حداکثر توان مثبت جنبش در پا گذاشتن به کف خیابانها را نشان داد. حدود یک سال بود که حضور اعتراضی در خیابان از برنامه های جنبش سبز خارج شده بود. تقریباً هیچکدام از فعالان جنبش سبز اقدام خیابانی را در شرایط پس از سرکوب های عاشورا و 25 بهمن 89 تجویز نمی کردند. به جای آن، بنای حرکت جنبش بر اقداماتی می شد که حکومت از سرکوب ناتوان باشد. با این حال، در 25 بهمن امسال همینکه حاکمان دیدند که جنبش از پا ننشسته و علیرغم همه تهدیدها هنوز هستند کسانی که می توانند فراخوان راهمپیایی بدهند و جنبش را تداوم بخشند بسیار مهم است.

    توجه به میزان استقبال مردم از اقدامات مثبت و ایجابی نظیر شرکت در راهمپیایی های اعتراضی و توجه به این نکته که هدف جنبش سبز عقب راندن حکومت به طریق حرکت های مسالمت آمیز است می توان این نتیجه را گرفت که از این به بعد مقاومت منفی و نافرمانی مدنی راه مناسبت تری برای مبارزه است. جنبشی که نمی خواهد خونی ریخته شود، جنبشی که نمی خواهد با سرکوب شدید دچار سکوت طولانی شود، جنبشی که نمی خواهد بیش از این نیروهای فعالش با زندان و تبعید و فرار از کشور از دست بدهد، جنبشی که نمی تواند و یا نمی خواهد حکومتی را براندازد، راه مبارزه استفاده از توان منفی مردم در عدم تمکین از حکومت است. این راه هم البته نیاز به همبستگی و همدستگی عمومی مردم دارد و نمی توان بدون گسترش آگاهی در بین اقشاری از جامعه که توسط حکومت ناآگاه نگه داشته شده اند پیش رفت. روز انتخابات 12 اسفند معلوم خواهد شد که مردم ما بسته به آنکه ساکن کجا هستند در اولین و مهمترین مقاومت منفی پس از تولد جنبش سبز، تا چه حد پتانسیل نافرمانی مدنی و ابراز توان منفی خود را به حکومت خواهند داشت.

تابع تبدیل مرتب ساز

فوریه 12, 2012

   مدتی است ذهنم به این سؤال مشغول شده که آیا می توان تابعی پیدا کرد که مجموعه ای از اعداد نامرتب را مرتب کند، به این صورت که به لحاظ مقدار، اعداد را به ترتیب کوچکتر به بزرگتر (یا برعکس) درآورد. البته الگوریتم های مرتب سازی متعددی در علم کامپیوتر داریم که در کاربردهای مختلف از آنها استفاده می شود (لینک زیر). اما علاقمندی من این است که به جای این الگوریتم ها که معمولاً چند مرحله ای هستند و زمان زیادی برای اجرا صرف می کنند بیاییم تابعی بدست آوریم که با یک محاسبه یک مرحله ای اعداد را مرتب کند. حسن این روش (در صورت امکان پذیری) این است که می توان داده های مرتب شده را با استفاده از تابع معکوس به حالت اول درآورد. چیزی شبیه تابع تبدیل کسینوسی که داده ها را بر حسب نرخ تغییرات در واحد زمان (فرکانس) مرتب می کند و سپس می توان با اعمال تابع کسینوسی معکوس داده های اصلی را بازیافت.

مشکل اصلی شکل نگرفتن کنگره ملی

فوریه 7, 2012

    چند ماهی است که از رسانه ها اخباری مبنی بر تلاش برای تشکیل کنگره ملی ایرانیان می بینیم. تا آنجا که این  اخبار را دنبال کرده ام، به نظرم رسیده که مشکل اصلی شکل نگرفتن این کنگره پیش شرط های ارایه شده توسط اشخاص و گروه ها است. در این نوشتار کوتاه سعی می کنم مختصری از این شرایط را شرح دهم و نظرات شخصی خودم را به نوشتار دیگری موکول کنم.

    دکتر بنی صدر 2 شرط دارد: عدم دخالت خارجی ها در تغییر حکومت ایران و عدم مذاکره با سران حکومت. مهندس بازرگان از اعضای ارشد نهضت آزادی ایران، علاوه بر عدم دخالت خارجی ها، گفتگو با آنهایی که از اکنون پادشاهشان را مشخص کرده اند را قبول ندارد. مجتبی واحدی، مشاور ارشد مهدی کروبی، مذاکره با آنهایی که مشی مسلحانه داشته یا به نوعی دستشان به خون ملت آغشته است را نمی پذیرد. فرخ نگهدار، فقط با آنهایی که قائل به گفتگو با حاکمان (و نه براندازی حکومت) هستند گفتگو می کند. رضا پهلوی، شرطش تغییر حکومت و جایگزینی آن با حکومتی غیر مذهبی می باشد. گروه مجاهدین خلق (این را فقط حدس می زنم)، به نظر می رسد که کلاً راه های مسالمت آمیز را قبول ندارد.

     این روزها البته مهمترین رویداد خبری که می توان روی آن حسابی کرد و برای آن کاری کرد، آماده شدن برای اقدام اعتراضی و اعتراض سراسری 25 بهمن است. آن طور که سخنگوی شورای هماهنگی سبز به تازگی اعلام کرده، اعتراض فقط بخاطر مسایل سیاسی نیست بلکه فراتر از آن به بحران فراگیر اقتصادی است. در این مسیر، باید هزینه های مبارزه میان شهروندان طرفدار دموکراسی سرشکن کرد و این نکته را پذیرفت که خطر کردن بخشی از فعالیت سیاسی است.

مقایسه پدیده های سیاسی با پدیده های فیزیکی

فوریه 5, 2012

     آیا درست است که موضوعات سیاسی را با مباحث مکانیکی مقایسه کنیم؟ مثلاً برای خطرناک بودن اختناق در جامعه این مثال مکانیکی زده می شود که اگر زودپز برای بیرون رفتن بخار هیچ منفذی نداشته باشد، با زیاد شدن فشار بخار می ترکد. و یا مثال فنر زده می شود که هر فنری تا حدی می تواند نیروی خارجی را تحمل کند. حال فرض کنیم که قائل به این اصل باشیم که حقیقت امری یکپارچه است و اگر در زمینه ای بتوان حقیقتی را تجربه کرد همان حقیقت در جای دیگری هم صدق می کند و تنها ظاهر موضوع است که ممکن است متفاوت باشد.

     در نظر بگیرید که در ریاضیات ثابت شده باشد که مرتبه پیچیدگی الگوریتمی برابر با لگاریتم اندازه داده ها است، حال فرض کنید دانشجوی متخیلی فقط بخاطر علایق و شیفتگی اش بخواهد بدون در نظر گرفتن این تئوری (محدودیت حد پایین) روی آلگوریتمی کار کند که مرتبه پیچیدگی آن کمتر باشد، آیا به هدفش می رسد؟ آیا وقت گذاشتن روی چنین مسأله اتلاف انرژی و زمان نیست؟ اگر امکان ندارد که مسأله ای با راه حل ساده تری حل شود، بهتر نیست در این جهت روی آن اتلاف وقت نکرد؟ آیا چنین دانشجویی بهتر نیست اول ببیند آیا به لحاظ منطقی در راهی که می رود محدودیتی وجود ندارد؟

     حال با فرض فوق این سؤال را می پرسم که اگر در سیاست یک تئوری اثبات شده باشد و قرن ها در جوامع مختلف، درستی آن تجربه شده باشد، آیا نمی توان گفت که خلاف آن تئوری عمل کردن، به بیراهه رفتن و سرمایه ها را تلف کردن است؟ مهندسان قبل از عمل، به تئوری های موجود در علومشان نگاه می کنند، آیا سیاستمداران هم قبل از عمل به تئوری های علومشان توجهی می کنند؟

پیاده روی 25 بهمن

فوریه 2, 2012

    شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت اولین سالگرد تظاهرات خیابانی 25 بهمن و شروع حبس خانگی رهبران جنبش سبز دعوت به راهپیمایی سکوت کرده است. در تهران  پیاده روهای خیابان های انقلاب و آزادی از میدان فردوسی تا خیابان نواب بین ساعات 4 تا 7 بعدازظهر و در شهرستان ها به انتخاب فعالان پیشنهاد شده است.

    آنگونه که سخنگوی شورا اعلام کرده، هدف از این اقدام اعتراضی، نه تنها اعتراض به حبس و حصر مهندس میرحسین موسوی، شیخ مهدی کروبی و بانوی سبز ایران بلکه اعتراض به مسایل دیگر جامعه نظیر سرکوب ها و زندانی کردن ها و بحران اقتصادی هم هست.

    جو داخلی ایران را خیلی نمی توانم احساس کنم. نمی دانم ترس بیشتر است یا یأس. چقدر اشتیاق رفتن به پیاده روها هست. چقدر از کم هزینه ترین اقدام اعتراضی مثبت یعنی پیاده روی بی فریاد در پیاده روها استقبال می شود. چقدر شور هست که شعاری باشد. گرسنگی، مردم را ساکت کرده یا معترض کرده. فقر مردم را خشمگین کرده یا بی حس کرده. می دانم اکثراً به دنبال تغییر هستند ولی نمی دانم چقدر انگیزه برای ایجاد تغییر هست. وقتی از گفتار تحلیلگران برجسته داخلی کشور می شنوم که مردم حتی هنگام فاجعه بارترین رخداد اقتصاصی تاریخ کشورمان( اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی) بی تفاوت هستند و اخبار آن را دنبال نمی کنند، فقط می توانم بگویم شوری بین مردم نیست و اگر هم باشد شوری منفی است و آن شور همراهی نکردن با حکومت است. نمی دانم شور مثبت همراهی با معترضان حکومت هم هست.

    به هر حال 25 بهمن 89 نقطه عطفی برای جنبش سبز بود که اکنون اگر به آینده آن امید داریم، که داریم، آن را گرامی می داریم. هر چه باشد راهپیمایی سکوت ولو در پیاده رو بهتر از سکوت در برابر این راهپیمایی است. از این رو اقدام شورای هماهنگی راه سبز امید که تاکنون نشان داده فعال ترین گروه حامی جنبش سبز بوده را ارج می نهم.

    ضمناً 25 بهمن روز بسته شدن کلبه مجازی این حقیر در ایران هم هست. به امید رمقی دوباره جهت قدمی در ادامه.

سکه یک دلاری آمریکا

ژانویه 28, 2012

     دیروز خواستم چند تا سکه 25 سنتی از دستگاه وندینگ (Vending) بگیرم، یک دلاری را گذاشتم و دگمه را فشار دادم، دیدم فقط صدای یک سکه آمد، یک لحظه فکر کردم نکند به اندازه کافی 25 سنتی نداشته، بعد فکر کردم که اگر اینطور باشد دستگاه از همان اول پول دریافت نمی کند. خلاصه نگاه کردم، دیدم سکه جدیدی است که روی آن عدد یک دلار حک شده است. نمی دانستم سکه یک دلاری هم هست. تاکنون فقط 1 سنتی، 5 سنتی، 10 سنتی، 25 سنتی و یک بار هم 50 سنتی (که آن را از 4-5 سال پیش، پیش خود نگه داشته ام) دیده بودم. فکر کردم شاید تازه این سکه را زده باشند ولی دیدم که تاریخ عرضه عمومی آن به 15 فوریه 2007 مقارن با روز ریاست جمهوری آمریکا (یعنی تقریباً 5 سال پیش) برمی گردد. قانون ضرب سکه یک دلاری،  مشهور به برنامه «سکه یک دلاری ریاست جمهوری» در سال 2005 تصویب شده و در 22 دسامبر این سال توسط جرج بوش امضا شده است.

 به این فکر کردم که این یک دانه سکه کمیاب مسی رنگ هم پیش خود نگه دارم!!!

اقتصاد و بقای حکومت ایران

ژانویه 26, 2012

    با تحریم نفت ایران از سوی اروپا، یک قدم دیگر به سمت تضعیف حکومت نفتی ایران برداشته شد.  با توجه به واکنش مقامات ایران نسبت به این اقدام و تأکید دوباره آنها بر کوتاه نیامدن در فعالیت های هسته ای و ابراز دلسوزی آنها نسبت به اقتصاد مردم اروپا (و نه ایران)، حکومت ایران برای بقای خود یک راه بزرگ را جلوی خود بست. می دانیم که حکومتی که نفت و یا صادرات دیگری نداشته باشد لزوماً فروپاشیدنی نیست. کما اینکه اکثر کشورهای جهان نفت ندارند و بدون نفت خود را اداره می کنند. اما تفاوت آنها با حکومت ایران در این است که اولاً آنها مردمشان رضایت نسبی نسبت به حکومتشان دارند و پذیرفته اند که باید به حکومتشان مالیات بدهند، ثانیاً آنقدر اقتصاد کشورشان ضعیف نیست که مردمشان نتوانند مالیات بدهند و ثالثاً مالیات دادن به حکومت را وظیفه خود می دانند، در حالیکه این برای مردم یارانه بگیر ما دور از تصور است.

    خلاصه آنکه با توجه به ایستادگی مقامات کشور بر موضع هسته ای خود، بعد از قطع نفت ایران به اروپا قطعاً نوبت به جاهای دیگر جهان هم می رسد، اداره کشور با فقر و فلاکت شدیدی روبرو خواهد شد که بعید است حتی اگر اینها کنار بروند و یا فرار بکنند کسی حاضر شود مدیریت کشور را به عهده بگیرد.

کتابخانه کلارک کانتی لاس وگاس

ژانویه 23, 2012

   چند هفته پیش در تعطیلات آخر سال میلادی فرصتی شد که به نزدیک ترین کتابخانه عمومی لاس وگاس یعنی کتابخانه کلارک کانتی – که در فاصله یک کیلومتری محل سکونت ما است- سر بزنم. این کتابخانه در میانه شرقی لاس وگاس در تقاطع خیابان های Flamingo و Escondido واقع است. متأسفانه چه آن موقعی که همسایه دیوار به دیوار این کتابخانه بودیم و چه اکنون، فرصتی نشده بود که از امکانات این کتابخانه استفاده کنیم. با مشاهده درون کتابخانه و امکانات و اطلاعاتی که از آن یافتم علاقمند شدم که عضو کتابخانه شوم و به آن نزدیک تر شوم. برای خوانندگان مطالبم هم علاقمند شدم که مطلبی در مورد کتابخانه های لاس وگاس بنویسم و اطلاعاتی را در اختیار آنها قرار دهم.

1. در لاس وگاس 25 کتابخانه عمومی وجود دارد که هر کدام با نام خود شعبه ای از کتابخانه ای به نام عمومی Las Vegas-Clark County Library District هستند. مدیریت مرکزی این کتابخانه ها از کتابخانه های شهرهای مجاور یعنی هندرسن و لاس وگاس شمالی جدا است.

2. اکثر کتابخانه های لاس وگاس حدود سال 1970 میلادی تأسیس شده اند. کتابخانه کلارک کانتی در سال 1966 تأسیس شده است. زیربنای این کتابخانه 11040 مترمربع است و اندازه ی محوطه بیرون کتابخانه Parcel)  یا Lot ( – که به پارکینگ اختصاص داده اند- برابر با 26345 مترمربع است که ظرفیت 281 اتومبیل دارد.

3. جالب ترین نکته استقبال مردم از این کتابخانه است. هنگام عبور از کتابخانه شاهد تراکم ماشین های آمده به کتابخانه و هنگام ورود به کتابخانه شاهد کتابخوانی ده ها میانسال نشسته در کتابخانه هستیم. در برخی روزها که مراسم و مناسبت خاصی است، به خاطر پر بودن پارکینگ ده ها ماشین در کنار خیابان مجاور کتابخانه پارک می کنند. به نظر می رسد که لاس وگاسی ها استقبال خوبی از کتاب و دیگر محصولات فرهنگی می کنند.

4. در سال گذشته از 15 کتابخانه بزرگ آمریکا، از نظر گرفتن کتاب و دیگر آیتم ها، کتابخانه های لاس وگاس به لحاظ تعداد آیتم ها به نسبت تعداد کل آیتم ها  (Turnover) در آمریکا دوم شد.

5. در سال گذشته بیش از 6.5 میلیون نفر از 25 کتابخانه لاس وگاس جهت گرفتن کتاب و آیتم های کتابخانه، شرکت در کارگاه آموزشی، کنسرت و استفاده از کامپیوتر بازدید کرده اند.

6. در سال پیش، بیش از 12.5 میلیون کتاب و دیگر محصولات فرهنگی از این کتابخانه ها گرفته اند که در مقایسه با سال گذشته 75 درصد افزایش در دانلود موسیقی، ویدیو، کتاب و کتاب های صوتی و 10 درصد افزایش در خود کتاب داشته است.

7. کتابخانه ها علاوه بر کتاب، منابع الکترونیکی، صوتی و تصویری از قبیل کتب صوتی، فیلم و موسیقی هم عرضه می کنند.

8. کتابخانه های لاس وگاس مجله ای اختصاصی چاپ می کنند که گزارش هایی از موضوعات مختلف کتابخانه ها را در طول سال منتشر می کند و رایگان در اختیار اعضای کتابخانه قرار می دهد.

9. بر اساس گزارش مالی که مجله کتابخانه منتشر کرده، در سال مالی 2011، این کتابخانه ها 44 میلیون و 705 هزار دلار هزینه و 62 میلیون و 100 هزار دلار درآمد داشته اند. 69 درصد هزینه ها صرف حقوق کارمندان شده است. 70 درصد منبع درآمد آنها از محل مالیات های ملک (Property Taxes) تأمین شده و 25 درصد از ناحیه دولت بدست آمده است.

10. این کتابخانه از جمله کتابخانه های لاس وگاس است که در منطقه غیرثبتی (unincorporated) این شهر قرار دارد. این مناطق مشمول مالیات های شهرداری نمی شوند بلکه مستقیم تابع قوانین ایالتی و فدرال هستند.

11. در این کتابخانه مراسم مختلف فرهنگی برگزار می شود. گاهی اوقات ایرانیان هم در برنامه هایی نظیر روز ایرانیان در نوادا برنامه دارند.

12. جعبه بزرگی برای اهدای کتاب و دیگر مواد آموزشی در محوطه بیرون کتابخانه گذاشته اند.

13. در کتابخانه ها، هر ماه توسط گروه های کتابخوان کلاب های کتاب جهت بحث و تبادل نظر برگزار می شود.

14. این کتابخانه ها برای نویسنده های معروف برنامه های بازدید از کتابخانه ها می گذارند که زمان بازدید آنها از طریق وب سایت و یا ایمیل مشترکان اعلام می شود.

15. از دیگر امکانات کتابخانه نمایش گالری عکس، عکاسی و دیگر رشته های هنری است که هر سال 5 بار نمایشگاه برگزار می شود که شامل نماهای هنری 2 بعدی و 3 بعدی است.

16. این کتابخانه 2 سالن تئاتر، با ظرفیت های 399 و 110 نفر، به اضافه ی 2 اتاق کنفرانس با ظرفیت های 120 و 16 نفر دارد.

17. یک طبقه مخصوص کودکان دارد. کتابخانه برنامه هایی آموزشی نظیر مهارت های خواندن برای کودکان، دانش آموزان و پیش دبستانی ها دارد. در برخی از کتابخانه های دیگر علاوه بر این برنامه برای این رده سنی آموزش ریاضی هم وجود دارد.

18. کتابخانه اینترنت رایگان دارد و تمام روزهای هفته باز است.

19. در این کتابخانه برنامه های هفتگی داستان خوانی برای همه سنین، از کودکان زیر 18 ماهگی گرفته تا بزرگسالان وجود دارد که همراه با گوش دادن به موسیقی و تعریف داستان و روش های ترغیب کودکان برای کتابخوانی و صحبت روی کتاب می باشد. هر برنامه برای خردسالان حدود نیم ساعت و برای بزرگسالان یک ساعت طول می کشد.

20. وب سایت کتابخانه بیشترین فروش ها و بهترین کتابها را برای کودکان و نوجوانان معرفی می کند و همچنین می توان از دردسترس بودن هر یک از کتاب ها در هر یک از کتابخانه ها مطلع شد.

21. اهدا و بخشش مالی برای این کتابخانه ها هم مثل دیگر مراکز علمی و آموزشی و فرهنگی آمریکا در جریان است. در سال 2010-2011، 2 نفر بین 5 تا 10 هزار دلار، 7 نفر بین هزار تا 5 هزار دلار، 5 نفر بین پانصد تا هزار دلار، 14 نفر بین 250 تا 500 دلار، 44 نفر بین 100 تا 250 دلار و 31 نفر زیر 100 دلار کمک کرده اند.

22. پایان مطلب اینکه این کتابخانه در صدر بیانیه خود می نویسد: هدف ما این است که مردم اجتماعمان یادگیری مادام العمر خود را از طریق کلکسیون پاسخگو، منابع الکترونیکی و سرویس های جدید دنبال کنند.

 مراجع:

The Annual Report Issue, Highlights, Winter 2011-2012, December, January, February.

http://www.lvccld.org/about/publications/highlights.pdf

http://lvccld.org/

http://www.lvccld.org/about/branch_info.cfm?brid=1

http://en.wikipedia.org/wiki/Las_Vegas-Clark_County_Library_District


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.